الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
213
الغدير ( فارسي )
اينهايند كه مردم با پيرويشان به خوشبختى رسيدهاند و ما با مخالفت و نافرمانيشان بدبخت گشتهايم . سرانجام آنها را با حسرت و پشيمانى به دوزخ باز مىگردانند « ! و روايتى كه از طريق كلبى از ابو صالح از ابن عباس آمده كه گفت : « و هر بندى را كه بر دلهاشان بود بزدوديم . . . » در بارهء ده نفر نازل گشته است : ابو بكر ، عمر ، عثمان ، على ، طلحه ، زبير ، سعد ، سعيد ، عبد الرحمن بن عوف ، و عبد اللَّه بن مسعود . و روايتى از طريق نعمان بن بشير از قول على كه گفت : و هر بندى را كه بر دلهاشان بود ، بزدوديم . . . « ايشان عبارتند از عثمان و طلحه و زبير و من . بدينسان ، سخن خدا را از معنى حقيقى آن مىگردانند و تحريف مىنمايند . كسى نيست از راويان اين حرف بىاعتبار بپرسد : آن كينه و عداوتى كه از سينهء اين افراد زدوده شده ، كى زدوده گشته و كجا ؟ در حالى كه حديث و تاريخ گواهند بر اين كه كينه و عداوتى كه پس از اسلام آوردنشان از ميان رفته ، همچنان از هنگام وفات پيامبر ( ص ) ببعد در وجودشان لانه داشته است و در موقعى كه ميانشان گفت و شنودها رفته و بحثها و كشمكشها در گرفته تا محاصره و مباحثه و جنگ و جدل در اطراف خانهء عثمان تا لشكر كشى خونين « جمل » پيوسته بروز نموده و اين همه ، ناشى از همان كينهء ديرينه و عداوت مزمن بوده كه در دلهاشان رسوب و رسوخ داشته است . مگر جز همين دشمنى و كينه بوده كه وا مىداشته شان تا خون برادران و دوستانشان را هدر بدانند و حرمت حقوقشان را نابود انگارند ، و مقدسات و ناموسشان را هتك نمايند ؟ با وجود همهء اين حوادث كينه آفرين و كشمكشهاى خونين باز مىتوان گفت كينه و عداوت از دلهاشان زدوده گشته است ؟ ! آياتى كه بدينگونه تحريف معنوى گشته ، بسيارند كه اگر آن تأويلات ناستوده و بهتان آميز گرد آيند كتابى قطور پرداخته خواهد شد . لكن خوش نمىداريم كه آنها را به بحث كشيم ، چه پر گفتنى بىفايده خواهد بود و بىضرورت ، و هم آن سستى و نادرستى و پوچى كه خود در درون دارند و برون مىتراوند بر بطلان آنها كفايت مىنمايد . چه بايد گفت در بارهء حرفهائى از آن گونه كه در تأويل آيهء شريفهء « و او را بر روى ساخته از تخته و ميخى برداشتيم تا تحت رعايتمان روان باشد »